نظام به دلیل تصمیم‌گیری فردی دچار «بحران مشروعیت» است

مانیفست اعتراض ظالمانه

«علیرضا بهشتی»، چهره اصلاح‌طلب و از فعالان فتنه سال 88، به تازگی طی اظهاراتی در مجمع سالانه انجمن اسلامی دانشجویان در دانشگاه تهران گفته است:‌ وضعیت کنونی را که نظاره کنیم می بینیم که نظام ما از دو بحران بزرگ رنج می برد؛ یکی کارآمدی و یکی مشروعیت!

به گزارش ایسنا، او در ادامه تصریح می‌کند:

«فساد ما را زمین گیر کرده است. اما چه طور ناکارآمدی و فساد این کار را با جامعه می‌کند؟ عوامل زیادی وجود دارد اما نظام تصمیم گیری که باید بر اساس خرد ورزی همگانی شکل گرفته باشد وقتی به تصمیم گیری فردی منجر شود دست کم دچار ناکارآمدی می شود.»

بهشتی همچنین با بیان اینکه خردورزی همگانی یک تصمیم گیری جهانی است، گفته است: این خرد ورزی شکل گرفته و به جامعه مدرن (هم) رسیده است.[4]

*حرف‌های آقای بهشتی در واقع مانیفست طرح «اعتراض ظالمانه» و خیزش خیابانی میلیونی است که امثال علوی‌تبار و ناصری به تازگی صراحتاً درباره آن صحبت کرده‌اند.

بر اساس رصد تحلیلی وبلاگ مشرق، ستاد جریان سیاسی خاص معتقد است با مفسدنمایی و القای ناکارآمدی نظام اسلامی می‌تواند بحران مشروعیت را ایجاد کند و بحران مشروعیت نیز به براندازی نظام منجر خواهد شد.

این در حالیست که اصل صحبت‌های آنها و القائاتی که در ذهن افکار عمومی انجام داده‌اند تماماً ناصحیح است...

این چه ناکارآمدی است که اقتصاد ایران را در رده هجدهم جهانی قرار داده است؟! ضریب جینی یا همان شاخص عدالت را در ایران به بهبودی بیشتر از روسیه و آمریکا و چین رسانده، اتکای حیاتی کشور به درآمدهای نفتی را به گواه بلومبرگ قطع کرده و میزان اثرگذاری تحریم‌های صددرصدی را نیز به حدود 30 درصد و کمتر رسانده است؟![5]

در مسئله فساد نیز آقای بهشتی که چهره‌ای دانشگاهی هستند باید بدانند اولا بحث زیاد بودن فساد در ایران اسلامی یک مسئله بلااثبات و القائی است.

ثانیا گناه اصلی در این مقوله به لحاظ فلسفی و حکومتی، «عدم برخورد حکومت با مفسدین» است نه وقوع فساد که یک مسئله شخصی و نفسانی است.

مقوله‌ای که یقینا بهشتی درباره آن، حتی یک مفسد شناخته شده را هم نمی‌تواند مثال بزند که نظام اسلامی و دستگاه‌های قضایی و امنیتی با او مداهنه و مماشات کرده باشند.

امر دیگری که در حرف‌های آقای بهشتی متبلور شده بحث ضدیت با «ولایت فقیه» است.

در حالت خوشبینانه، این تلقی اشتباه آقای بهشتی از ولایت فقیه است که موجب شده ایشان نقش پررنگ و محوری دولت، رأی و انتخاب مردم و نهادهای نظام در تمام امورات کشور را نادیده بگیرد و ولایت فقیه -که فی‌الواقع نقش «مهندسی نظام» و تعیین راهبردها و چارچوب‌ها را دارد نه دخالت و اجرا- را با کنایه «تصمیم‌گیری فردی» بعنوان مسبب‌الاسباب معرفی کند.

شاهد مثال آنکه شکست برجام و بی‌دستاوردی آن، کم‌کاری اصلاح‌طلبان در شهرداری تهران و یا پرونده‌هایی مثل رشت‌الکتریک و شهرام جزایری و غیره ربطی به تصمیم‌گیری فردی در رأس نظام ندارد و این اصلاح‌طلبان و اعتدالیون هستند که بایستی بابت این رخدادها و رأیی که از مردم ستانده‌اند، پاسخگو باشند نه رهبری نظام.

 

 

Secured by Siteground Web Hosting