بازجویی که «نقد ولایت فقیه» درس می‌دهد

 

«محسن آرمین»، فعال اصلاح طلب و از دستگیرشدگان فتنه سال ۸۸ که گفته می‌شود در دهه ۶۰ یکی از بازجویان خشن منتسب به جریان چپ بوده است، به تازگی طی اظهاراتی در نشست آموزشی حزب اتحاد ملت ضمن تبریک ایام پیروزی انقلاب اسلامی گفته است:

اساسا اندیشه سیاسی دینی تصور اشتباهی به وجود آورده که چون بر اساس مراجعه به متن مقدس به وجود می‌آید، چگونه می‌تواند در یک برداشت به دیکتاتوری برسد و در یک برداشت به جمهوری.

نائب رییس مستعفی مجلس ششم با طرح این پرسش که چطور از یک متن چنین برداشت‌های متفاوتی به دست می‌آید، ‌ اظهار کرد:

جواب این سوال این است که اندیشه‌های سیاسی دینی، همگی نشأت گرفته از متن مقدس نیست و چهار عامل در شکل‌گیری آن موثر است.

به گزارش ایلنا، او توضیح می‌دهد:

عامل اول حدیث و قرآن و دومین عامل تجربه تاریخی است؛ به خصوص در طول سه، چهار قرن نخست و دوره‌هایی که ایران و روم با مسلمانان برخورد داشتند، چرا که مثلاً اگر این برخوردها در یونان اتفاق افتاده بود، حتماً تفاوت‌هایی ایجاد می‌کرد.

آرمین می‌افزاید:

عامل سوم عقل و عامل چهارم نیز ساختار قدرت است. چنانچه بخش زیادی از اندیشه سیاسی ما نیز متاثر از ساختار قدرت است؛ بنابر این می‌توان گفت که این اندیشه سیاسی هیچ تقدسی ندارد و می‌تواند تغییر کند. چنانچه پیش از این هم تغییر کرده که در بازه زمانی طول زندگی یک فرد یا در بازه طولانی‌تر تغییر می‌کند؛ چنانچه آرای امام و آیت‌الله منتظری در طول زندگی‌شان دستخوش تغییر بود و این درباره دیگران هم صدق می‌کند.

این فعال اصلاح‌طلب در تکمیل تئوری خود تصریح می‌کند:

شما هم آن را باز بگذارید و فکر نکنید قابل تغییر نیست. این مطالب هیچ تقدسی ندارد مثل نظریات متعددی همچون ولایت فقیه و ولایت امت که آقای مومن در کتاب خود نوشتند و آقای سروش محلاتی توضیح دادند که می‌تواند نقد شود! [۲]

*تأ‌کید آرمین مبنی بر تغییر آرای امام راحل امری مسبوق به سابقه در میان اصلاح‌طلبان است.

پیش از این و چند سال قبل بود که «سعید حجاریان» نیز طی اظهاراتی مدعی تغییر امام راحل در بعد از انقلاب اسلامی به نسبت قبل از انقلاب شده بود. [۳]

غیر از این علاقه ژنتیکی اصلاح‌طلبان به اینکه مفاهیمی مثل «ولایت فقیه» هم قابل نقد و تبتّل هستند! اما بایستی در اشاره به اظهارات آرمین، بیان کرد که فرق است میان قدسی بودن و قابل اثبات بودن.

به این معنی که ممکن است امری برای همیشه تاریخ قابل اثبات، مدلل و صحیحی باشد اما لزوما قدسی و برآمده از نصّ وحی هم نباشد.

به سخن دیگر اینکه عقل با پیروی از حق و زانو زدن در مقابل وحی می‌تواند اموری را استنتاج کند که تا همیشه درست هستند و اتفاقا امر نادرست در این راستا؛ ایجاد تبتّل عمدی در آنها و استحاله آنهاست.

آقای آرمین توضیح نداده است که نظرات مبنایی امام راحل مثل «ولایت فقیه» از زمان درس‌های ایشان با موضوع ولایت فقیه تا دوران بعد از انقلاب اسلامی چه تغییری کرده است که اکنون به استناد به آن تغییرات می‌توان مدعی نقد ریشه‌ای اصل ولایت فقیه بود!؟

فی‌الواقع، مادام که عقلانیت استدلالی و پیرو حق، امری را اثبات می‌کند آن امر مقدس و غیر قابل خدشه است.

گفتنیست، اصلاح‌طلبان در ساحات فکری و با عدم التزام به عقلانیت استدلالی، مشغول طرح مفاهیمی مثل تغییر امام خمینی(ره) و یا «اسلام رحمانی» در کنایه به «اسلام ناب محمدی» هستند.

 

 

Secured by Siteground Web Hosting