چالش، اقتضای جامعه زنده است/ نگاه صفر و یکی به تحقق آرمان ها خطاست/ اشکالات کشور، با شخصی کردن مسائل حل شدنی نیست/ عدم اجرای سیاست های کلی بدون هزینه است

امروز انقلاب مسیر خودش را طی می کند حتی این مسیر فراتر از مرزها هم در حال طی شدن است اما کسانی که می خواهند از وضعیت انقلاب اسلامی تحلیلی ارائه دهند باید بر اساس آن آرمان های انقلاب تحلیل ارائه دهند یعنی باید تحقیق نمایند که در این چهل سال بعد از انقلاب چه مقدار از آن آرمان ها محقق شده است و چه مقدار محقق نشده است و اگر محقق نشده است چرا و به چه علتی محقق نشده است؟

انقلاب اسلامی جریانی هدف دار بود که برای در انداختن طرحی نو بر اساس مبانی خود به عنوان حقیقتی مقدس وارد متن جامعه شد. بررسی اهداف آن، روش های تحلیل موفقیت و یا عدم موفقیت آن،جایگاه آن در افق بینش تمدنی و زدودن نگاه مخرب یاس آلود به مسائل روز، امر مهمی است که در همین راستا با دکتر فرزاد جهان بین، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد و پژوهشگر عرصه تمدن نوین اسلامی به گفتگو نشسته ایم.

 

سوال: برای رسیدن به سوالات بعدی نیاز است از شما در باب اهداف انقلاب بپرسیم. به طور کلی هدف از انقلاب اسلامی چه بوده است؟

 

مباحث زیادی دراین مبحث طرح شده است. این مطلب هم در بیانات امام راحل و مقام معظم رهبری قابل یافت است و هم در قانون اساسی اشاراتی در باب آن وجود دارد.

 

همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند اگر بخواهیم هدف انقلاب اسلامی را در یک کلام خلاصه کنیم باید به تحقق تمدن نوین اسلامی اشاره نماییم. اگر ما این هدف را هدف غایی در نظر بگیریم در مسیر رسیدن به آن اهداف و آرمان هایی وجود دارند که تحقق آن ها لازمه رسیدن به تمدن نوین اسلامی است.

 

تحلیل انقلاب اسلامی ایران نشان می دهد که درست است در آن اهداف معیشتی و سیاسی و ... وجود دارد اما این نبوده است که یک رژیمی صرفا ساقط گردد و رژیم دیگری حاکم شود بلکه هدف در انداختن طرحی نو بوده است که ما این را به صراحت در کلام امامین انقلاب می بینیم.

 

برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی می گوییم ما یک محور داریم و یک میدان که البته همه تمدن ها اینگونه هستند. محور نقطه ای است که یک تمدن در آن جا شروع می شود و گسترش می یابد و میدان هم آن قلمرو وسیع جغرافیایی است که آن تمدن در آن بروز و ظهور می یابد. و گسترش یک تمدن هم با خشونت اتفاق نمی افتد بلکه غلبه ی گفتمانی است. اگر یک گفتمان غالب شود حتی تنوع های فرهنگی موجود در اقصی نقاط جهان هم از آن گفتمان پیروی خواهند کرد. برای مثال گاها می بینیم برخی کشور های خاورمیانه و یا حتی گاها در کشور خود ما برخی کار ها همانند کسی است که در لندن زندگی می کند ؛ این همان غلبه ی گفتمانی است.

 

در تقسیم بندی دیگری، گفته می شود برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی سه مرحله داریم . تولید –، بسط –، تکثیر.

 

در مرحله ی تولید باید الگوها تولید شوند بعد در مرحله بعدی باید عینیت پیدا کند و در صورتیکه مزیت رقابتی داشته باشد تکثیر شود.

 

مثلا یکی از الگوهای موفق ما همین بسیج است که همین الگوی موفق پس از تولید و عینیت یافتن، به مرور در عراق و سوریه  و ...ورود یافته است. البته ما در تئوریزه کردن برخی الگو ها ضعیف عمل کرده ایم و در عالم خارج موفقیت های فراوانی داشته ایم که آن ها را تبدیل به الگو و تئوری نکرده ایم.

 

به نظر می رسد الان و در شرایط فعلی مهم ترین وظیفه ما ساختن کشور اسلامی است که رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان ساختن جامعه اسلامی یاد کرده اند . وقتی جامعه اسلامی که به عنوان محور مطرح است به عنوان یک الگو تثبیت شد بعد به مراحل بعدی چون تکثیر و ... خواهیم رسید. البته در راه رسیدن به تمدن اسلامی  آفت های متعددی داریم مثلا یکی از آفات، نداشتن بینش تمدنی و نگاه بلند مدت است.

 

از اینها که بگذریم باید اشاره ای داشته باشیم به برخی از اهداف و آرمان هایی که داشته ایم و رسیدن به تمدن نوین اسلامی رسیدن و تحقق به آن ها است:

 

آگاهی های بالای مردم
آموزش پرورش مطلوب و رایگان

تعمیم آموزش عالی تا سرحد خودکفایی کشور

تقویت روحیه تتبع و ابتکار

عدم وجود تبعیض

نظام اداری صحیح

تامین حقوق همه جانبه و نظام قضایی عادلانه و مطلوب

و ...

 

آرمان های اقتصادی:

 

جلوگیری از غارت بیت المال و حفظ ذخایر زیر زمینی

استقلال و خودکفایی اقتصادی

خودکفایی در علوم و فنون و صنعت و کشاورزی

پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر اساس ضوابط اسلامی

بر طرف ساختن هر نوع محرومیت

تامین نیاز های اساسی مانند خوراک و پوشاک و مسکن و بهداشت و درمان

اشتغال کامل

نداشتن مسائلی چون انحصار و احتکار و ربا و ...

جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانگان

رسیدگی به روستا های کشور و محرومیت زدایی

کم کردن فاصله طبقاتی

 

آرمان های سیاسی :

 

ایجاد حکومت دینی و مستقل

اداره کشور به صورت شورا

نفی هرگونه ستم و ستم کشی و سلطه پذیری

امنیت

نفی تفتیش عقائد

نفی سانسور و تجسس

آزادی نشریات و مطبوعات در چهار چوب و اصول

اتکا به آرا عمومی

طرد کامل استعمار

محو استبداد و خودکامگی

تقویت کامل بنیه دفاع ملی

تعیین سیاست خارجی بر اساس اسلام و کمک به برادران دینی

ایجاد روابط صلح آمیز با دول غیر محارب

حمایت از مبارزه حق طلبانه مستضعفان علیه مستکبران بدون دخالت در کشورها

 

 

این ها تنها بخشی از اهداف و آرمان هایی است که ذیل بندهای قانون اساسی آمده است. در واقع بنا بر این است که انقلاب اسلامی به این اهداف و آرمان ها دست پیدا کند که هر وقت این آرمان ها به طور کامل محقق شد می توانیم بگوییم ما جامعه اسلامی تشکیل داده ایم که پس از تشکیل باید به سمت تکثیر پیش رویم .

 

به عنوان مثال می توان به الگوی بسیج اشاره نمود که الگوی موفقی بود و حتی به مرحله تکثیر هم رسیده است.

 

پس اگر بخواهم در یک جمله پاسخ شما را بدهم می گویم ما انقلاب کرده ایم برای تحقق تمدن نوین اسلامی و تحقق این اهداف و آرمان هایی که در قانون اساسی هم بدان اشاره شده است. رسیدن به تمدن نوین اسلامی هدف غایی ما است که مقدمات و ملزوماتش رسیدن به اهداف و آرمان ها و تحقق آن پنج مرحله ای است رهبری معظم انقلاب ترسیم کرده اند .

 

1-      انقلاب اسلامی

2-      تشکیل حکومت اسلامی

3-      دولت اسلامی

4-      جامعه اسلامی

5-      تمدن نوین اسلامی

 

سوال: استاد، به نظر شما و با توجه به اهداف انقلاب اسلامی، جایگاه امروز انقلاب و جمهوری اسلامی کجاست و در چه وضعیتی است؟

 

امروز انقلاب مسیر خودش را طی می کند حتی این مسیر فراتر از مرزها هم در حال طی شدن است اما کسانی که می خواهند از وضعیت انقلاب اسلامی تحلیلی ارائه دهند باید بر اساس آن آرمان های انقلاب تحلیل ارائه دهند یعنی باید تحقیق نمایند که در این چهل سال بعد از انقلاب چه مقدار از آن آرمان ها محقق شده است و چه مقدار محقق نشده است و اگر محقق نشده است چرا و به چه علتی محقق نشده است؟

 

نظر بنده این است که وقتی دقیق به برخی از آرمان ها نگاه می کنیم به خوبی می یابیم که ما در مسیر رسیدن به آرمان های انقلاب حرکت کرده ایم . حتی در زمینه اقتصادی که امروز مشکلات جدی داریم وقتی یک مقایسه دقیقی صورت می دهیم در برایند کلی متوجه میشویم که کارهای جدی صورت گرفته است. در واقع می خواهم بگویم تحلیل صحیح  باید بر اساس تحقیق و مطالعه دقیق باشد. که جلوتر در این باب مفصل تر بحث خواهم کرد.

 

 

 

 

نقش دولت در تحقق تمدن نوین اسلامی چیست؟

 

ما در تحقق تمدن نوین اسلامی یک فاعل داریم و یک عامل . فاعل همان دولتمردانند و عامل هم همان نرم افزارهای اداره کشور هستند. حرکت صحیح بدون نرم افزار صحیح  محقق نمی شود چرا که هر فاعلی بر اساس یک نرم افزار عمل می کند. لذا باید نقش نرم افزار ها را نقش بسیار پر رنگ بدانیم.

 

اگر بر اساس معارف اسلامی و گفتمان انقلاب اسلامی توانستیم نرم افزارهایی بر آن مبنا تولید کنیم ، کار پیش خواهد رفت اما اگر تولید نکردیم و یا کند پیش رفتیم ، نرم افزارهای غربی و یا نرم افزارهایی که از جنس انقلاب ما نبود جایگزین خواهند شد و  روند تمدن سازی را مختل خواهند کرد. لذا یک سری مباحث بسیار مهمی به نام نهضت نرم افزاری و یا تولید علمی و تولید نظریه و ... وجود دارد . به عنوان مثال می توان به همین مسئله بانکداری در نظام اقتصادی ما  اشاره کرد.ما هنوز در برخی حوزه ها نظریه مشخص و درخور نداریم که این خود روند را دچار کندی و مشکل می کند.

 

اما اتفاقا از طرف دیگر در برخی زمینه ها نظریه داریم و اتفاقا به موفقیت های زیادی رسیده ایم . مثلا در مجموع می توان سیاست خارجی جمهوری اسلامی را موفق ارزیابی کرد و یا مثلا ما در زمینه امنیت نظریه داریم و مبتنی بر آن عمل می کنیم و اتفاقا در این زمینه موفق بوده ایم. خب اما از طرف دیگر در برخی زمینه ها هنوز مشکل داریم به عنوان مثال در اقتصاد و یا فرهنگ هنوز نظریات مشخصی نداریم.

 

حال نکته مهم اینجاست که متولی تولید این نظریات و نرم افزارها چه کسانی هستند ؟ پاسخ مشخص است ؛ حوزه و دانشگاه .

 

حوزه و دانشگاه ما متاسفانه از این مسئله ی بسیار مهم غفلت دارد. البته این مهم الزاماتی دارد مثلا یکی از الزامات آن تقویت نهاد حوزه و دانشگاه است و یا می توان به امکان گفت و گوی آزاد و اصل آزاد اندیشی در حوزه و دانشگاه اشاره کرد. البته اقتضائات حاکمیتی هم دارد. مثلا گاها دیده می شود یک پروژه بزرگی که یک گره از مشکلات کشور باز می کند به اندازه یک یا دو مقاله در نظام آموزشی ما ارزش ندارد. خب برخی می گویند چرا به سمت کار پرزحمت برویم ؛ همین مقاله مان را می نویسیم.

 

لذا ما باید اولویت ها را شناسایی کنیم و برای آن ها تلاش کنیم و این در و آن در نزنیم به قول امیرالمومنین(ع) من اوما الی متفاوت خذلته الحیل یعنی آنکه به کارهای گوناگون بپردازد، تلاشهایش به نتیجه نخواهد رسید. لذا الان یکی از مهم ترین اولویت ها تولید نظریه است.

 

همین آقای احمدی نژاد را نگاه کنید. ایشان با کلی امید و آرزو آمد و البته موفقیت هایی هم داشت اما چون از نظر تئوریک پشتیبانی کافی نشد خودش شروع کرد به ساختن نظریه چرا که انسان نمی تواند بی نظریه عمل کند ؛ بعد ما نتیجه همین نظریه پردازی هارا هم دیدیم که چه نتایجی داشت. به عنوان مثال وقتی به نظریات همین آقایان در مبحث عدالت نگاه می کنیم میبینیم بیشتر به بازی مشابهت دارد تا نظریه ای صحیح برای رسیدن به عدالت.

 

سوال: اشکالات دولتمردان چه تاثیری در روند کند شدن حرکت انقلاب به سمت تمدن نوین اسلامی می گذارد؟

 

اینجا یکسری چالش هایی وجود دارد که باید حل گردد. می دانید که منظور از دولت اسلامی دولت مصطلح نیست بلکه تمامی دستگاه ها و قوا منظور است. من به عنوان مثال به مجلس اشاره می کنم . مجلس که به عنوان قوه مقننه وظیفه ریل گذاری را در مسیر حرکت انقلاب اسلامی دارد خودش عاملی برای ایجاد سردرگمی است. مثلا ما قوانین متعدد داریم که باعث افزایش کمیت ها و کاهش کیفیت شده است.

 

مثلا در ایران با صد سال سابقه قانون گذاری ما 11000 عنوان قانون داریم در حالیکه در فرانسه با دویست سال سابقه حدود 2800 عنوان قانون داریم. اصلاحات مکرر قوانین ، فقدان نگاه جامع در قانون گذاری، وجود قوانین متعارض که مثلا یک نمونه از اثرات سوء آن همین حقوق های نجومی بود، غلبه طرح ها بر لوایح ، فوریت در تصویب قوانین و اشکالات متعدد دیگری که وجود دارداز اشکالات عمده مجلس به شمار می رود. لذا ما در بخش قوه مقننه که یک بخش از دولت اسلامی باید باشد نیاز به اصلاح های اساسی و ساختاری داریم که اگر این ها حل نشوند مشکلات کشور حل نخواهد شد؛ حالا یک آقایی بلند شود بگوید خاندان فلانی ها و بهمانی ها ؛ این ها مشکلات را حل نخواهد کرد.

 

حرف من این است که قوه مقننه به عنوان ریل گذار جامعه اسلامی که قرار است مسیر حرکت کشور را تعیین کند حقیقتا نیاز به اصلاح دارد اما در مطلبی به این مهمی آیا شما مطالبه ای از کسی می بینید؟ چه مقدار جامعه و نخبگان به این اشکالات بنیادین و اساسی توجه می کند ؟

 

یا در قوه قضائیه هم همینطور. اشکالات متعدد وجود دارد که نیاز به اصلاح دارد . مثلا همین که می گویند 15000 نقطه درگیر پرونده است و این حجم بالا خود اشکالاتی به بار می آورد؛ چه راهکارهایی برای کم کردن این پرونده ها وجود دارد؟ چه نهاد هایی باید برای اصلاح قدم بردارند؟

 

ما در حوزه نظارت مشکلات فراوان داریم . به عنوان مثال سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری به عنوان سند های بالا دستی را چه کسی بر اجرا و تحققش نظارت می کند؟ هیچ گاه دیوان عالی،قوانین و ساختارها را به علت تعارض با آن سیاست های کلی رد نمی کند ؛ چرا باید اینگونه باشد؟ در واقع ما سیستم نظارتی مان آنقدر ضعیف است که سیاست های کلی نظام را اگر کسی و یا نهادی اجرا ننماید مورد پرسش و مواخذه قرار نمی گیرد.

 

ما بیشتر تمرکز را بر قوه مجریه می گذاریم ؛ بله قوه مجریه اختیارات و قدرت فراوان دارد و بسیار مهم است اما می خواهم بگویم قوه مقننه و قضائیه شاید مهم تر باشد . اگر به عنوان مثال ریل یک قطاری مسافران را به مسیر اشتباهی ببرد باید ابتدا به ریل گذار ایراد گرفت و یا به مهماندار قطار؟ ماهم در کشور ریل و مسیر اشتباه کم نداریم که اصلاح این ها بسیار مهم است.

 

من معتقدم اگر ریل های جامعه درست باشد و از طرفی قوه نظارتی و قضایی قوت داشته باشد ؛ افراد و دولتمردان مختلفی هم که می آیند ولو اشکالاتی داشته باشند در بسیاری موارد نمی توانند مسیر را کند کنند چرا که در ریلی صحیح  قرار گرفته اند که باید حرکت کنند و اگر خطایی کنند قوای نظارتی آن ها را توبیخ می کند.

 

 

در نگاه تمدنی، بین دولت و مردم جامعه رابطه وجود دارد. هر قدر دولت اسلامی شود جامعه هم اسلامی می شود. اما نکته اش اینجاست که مردم جامعه اسلامی باید دولت اسلامی را اجمالا بپذیرند. لذا می گوییم اگر آرمان های جامعه اسلامی با دولت اسلامی همسو نباشد ولو اینکه حقیقتا آن دولت هم اسلامی باشد نمی تواند کارش را صحیح انجام دهد.

 

اما آنچه که باید تلاش کنیم این است که دولتمردان ما که مجریان ما هستند انسان های صالحی باشند. بحث ساده زیستی مسئولان بحث مهمی است که باید به آن توجه شود و روحیه اشرافی اصلاح گردد. باید مشخص شود که دولتمرد تراز کیست؟

 

دولتمرد مهم است اما برای شخص من بیشتر آن نرم افزار ها و نظارت مهم است چرا که معتقدم اگر این دو اصلاح شود ، دولت و دولت مردها و سایر نهاد ها هم تا حدی اصلاح می شوند.

 

سوال: رابطه بین تحقق آرمان ها و حرکت انقلاب اسلامی چیست؟ آیا اگر آرمانی محقق نشد که می دانیم برخی از آرمان ها محقق نشده است باید بگوییم انقلاب تمام شده است و ناموفق بوده است ؟

 

ببینید اولا باید در تحلیل تحقق آرمان ها یک نکته مهم را در نظر بگیریم و آن این است که تحقق آرمان ها صفر و یکی نیست و باید اینطور نگاه کنیم که ما چه قدر توانستیم از آرمان ها پیاده کنیم و چه قدر توانستیم به سمت آن ها حرکت کنیم ؟ نقاط قوت و ضعف چه بوده است؟

 

سوال اینجاست این افرادی که به خاطر نقاط ضعف موجود ، انقلاب را تمام شده می نامند اگر در زمان حکومت امیرالمومنین(ع) بودند چه واکنش هایی از خود نشان می دادند؟

 

در مورد ابقای شریح قاضی چه واکنشی نشان می دادند؟

در مورد انتصاب اشعث بن قیس به فرماندهی جناح راست سپاه امیرالمومنین(ع) در جنگ صفین چه واکنشی نشان می دادند؟

در باب ناکارآمدی کمیل در دفاع از امنیت منطقه ای که به او سپرده شده بود چه واکنشی نشان می دادند؟

در مورد اختلاس هایی که برخی استانداران کردند و بعد فرار کردند چه واکنشی نشان می دادند؟

در مورد ابقای ابوموسی اشعری در استانداری کوفه چه می گفتند؟

 

حکومت امیرالمومنین(ع) حکومت کاملا مقتدرانه ای بود و دوست و دشمن در باب عظمت شخص حضرت و حکومتشان اعتراف کرده اند لکن عرض ما در این است ؛ شرایط و اقتضائات و مشکلات و مسائل زمان طوری پیش می رود که گاها ناخواه اشکالاتی پیش می آید و این نباید اصل حرکت را زیر سوال ببرد و نقاط قوت هم دیده نشود.

 

من اتفاقا می خواهم برخی آرمان های کلان رو که به آن دست پیدا کردیم یا موفق بوده ایم را بر بشمارم و باز بگویم نباید تحلیل ها تحلیل های صفر و یکی باشد.

 

مردم سالاری دینی و اینکه مردم سرنوشت کشور خودشان را رقم میزنند و در سایه این انتخابِ مردم گردش قدرت اتفاق می افتد یکی از دستاوردهای کلان انقلاب است که در مقاطعی مردم حسرت این موضوع را داشته اند. ما در دوران پهلوی فقط یک نوع انتخابات داشته ایم و آن هم مجلس شورای ملی بود اما امروز و در سایه دستاوردهای انقلاب هشت نوع انتخابات تا به حال داشته ایم. از سال 1337 تا 1357 تنها چهار انتخابات برگزار شده است در حالیکه در قریب به چهل سال بعد از انقلاب حدود سی انتخابات آزاد داشته ایم.

 

-          استقلال یکی از شعارها و خواسته های اصلی انقلاب اسلامی بوده است و یکی از اصلی ترین آرمان های انقلاب محسوب می شود؛ امروز هیچ کسی نمی تواند تحقق این آرمان و استقلال کشور را کتمان کند.

 

-          مسئله آزادی بیان هم به طور نسبی محقق شده است امروز همه جناح ها اظهار نظر می کنند البته این نکته وجود دارد که گاها محدودیت هایی هم هست.

 

 

-          یکی از اهداف عمران روستایی بود که انصافا جمهوری اسلامی در عمران روستایی بی نظیر عمل کرده است. که یکی از آثارش این است که از سال 57 تا امروز روند مهاجرت از روستا به شهر نیم درصد افزایش یافته است.

 

-          حمل و نقل و راه های کشور متحول شده است. در دوره پهلوی 36000 کلومتر راه بوده است اما 200000 کیلومتر راه داریم.

 

-          کشور در بهداشت و درمان پیشرفت بالایی داشته است .

 

-          امید به زندگی در دوران پهلوی 57 سال بوده است و در جمهوری اسلامی به 74 سال افزایش یافته است.

 

-          طبق آمار در دوران قبل از انقلاب 50 درصد مردم زیر خط مطلق فقر بوده اند اما این بدیهی است که بعد از انقلاب طبقه متوسط افزایش پیدا کرده است گرچه هنوز فاصله طبقاتی وجود دارد اما حرکت اتفاق افتاده است.

 

-          امروز رتبه علمی کشور و تلاش های علمی قابل مقایسه با قبل از انقلاب نیست.

 

-          افزایش خودباوری در مردم

 

-          دستاوردهای منطقه ای و سیاست خارجی جمهوری اسلامی هم بر کسی پوشیده نیست

 

-          اقبال جوانان به مراسم های مذهبی

 

-          دسترسی آسان به معارف اسلامی به زبان فارسی

 

و هزاران موفقیتی که در این مجال به آن نپرداخته ایم وجود دارد البته همه می دانیم چالش هم در کشور ما وجود دارد و کم هم نیست لکن باید بدون از دست دادن امید به صورت اصولی به سمت اصلاح ساختارها و طی طریق ما بقی راه رفته شده به سمت اهداف انقلاب حرکت کنیم.

 

ما چالش داریم اما حرکت هم به سمت اهداف انقلاب داشته ایم و انقلاب در حال حرکت است. داشتن چالش دلیلی بر به پایان رسیدن انقلاب نیست و اساسا چالش اقتضای جامعه زنده است.

 

بررسی چالش ها:

 

-          چالش های فکری – پارادایمی مانند چالش های نظریه پردازی

-          چالش های موقعیتی یعنی موقعیت کشور ایران و چالش هایی که به واسطه آن به وجود می آید

-          چالش های وضعیتی یعنی وضعیت پیچیده ی فرهنگی سیاسی ایران

-          چالش های ساختاری مانند ساختارهای غلط بانکی ، دانشگاهی و ...

-          چالش های مدیریتی

-          چالش های ناشی از دشمنی

و چالش های دیگری که وجود دارد .

 

من وقتی به وضعیت کلی جمهوری اسلامی نگاه می کنم میبینم جمهوری اسلامی به سمت اهداف و آرمان ها حرکت کرده است؛ در بعضی موارد تند تر رفته است، در بعضی موارد کند تر رفته است، بعضی هارا موفق بوده است و در برخی دیگر با چالش هایی مواجه است.

 

اعتقاد من این است که جمهوری اسلامی در حال حرکت است ؛ امیرالمومنین(ع) می فرمایند: لیس من طلب الحق فاخطاه کمن طلب الباطل فادرکه یعنی کسی که دنبال حق می رود اما دچار اشتباه می شود با کسی که دنبال باطل می رود و آنرا درک می کند متفاوت است. جمهوری اسلامی دنبال حق بوده است اما این مطلب که گاه تند است و گاه کند در این موضوع ده ها و صدها مطلب موثر است که باید بررسی شود و اشکالات مرتفع شود.

 

رفع اشکالات نظام با شخصی کردن مسائل حل نمی شود و نیاز به اصلاح تئوریک و ساختاری دارد. الان بحث شفافیت در قوه قضائیه را مطرح می کنند؛ خب بسیار خوب ، باید راهکار ها راهم بگویند.

 

سوال: آیا انتظار عصمت از جمهوری اسلامی صحیح است؟

 

اقتضائات جامعه انسانی با دستگاه های دیجیتالی فرق می کند . من در باب حکومت امیرالمومنین(ع) هم توضیحاتی دادم که ایشان که معصوم هستند و حکومت و عدالتشان در تاریخ بی همتا است گاها در شرایط زمان مجبور می شدند کاری را بکنند که خودشان دوست نداشتند.بالاخره در حکومت داری هزاران عامل موثر است از عوامل تاریخی و جغرافیایی و فرهنگی بگیرید تا مسائل مختلف دیگر.

 

اتفاقا باید بگوییم امروز همه در مسائل خیر و شر جمهوری اسلامی سهیم اند. این هم صحیح نیست که من خودم مسئول باشم اما نقش مطالبه گر را بازی کنم.

 

سوال: جایگاه  مشکلات و چالش ها در کشور چیست ؟

 

از این جهت می گویم اصل وجود برخی خطاها و اشتباهات طبیعی است که بالاخره انسان ها در حال اداره کشورند اما از این جهت هم  می گویم غیر طبیعی است که آن کسانی که در پیشبرد کارها وظیفه دارند به وظایف خود عمل نمی کنند. مثلا یکی از نهادهایی که وظیفه دارد جنبش دانشجویی است. جنبش دانشجویی باید پاسخگو باشد که آیا به مشکلات کشور مطابق با اولویت ها پرداخته است؟ آیا به اندازه ای که تجمع گذاشته است به جهاد علمی و یا مطالبه گری از نهاد های مختلفی چون قوه قضاییه و مجلس و ... پرداخته است؟ بسیج اساتید و دانشجویی باید جواب بدهند و پاسخگو باشند. وظیفه ما امروز فقط بالا رفتن از دیوار نیست بلکه مطالبه گری همراه با ارائه راه حل است که نیاز به هسته های علمی دارد. لذا اصل وجود اشکال می تواند در برخی موارد طبیعی می باشد اما اینکه مسئولان به وظایف عمل نکنند ، جنبش های دانشجویی و مردمی هم عمل نکنند این ها دیگر غیر طبیعی است.

 

 

سوال: با توجه به شرایط و اقتضائات زمان ها، قیاس زمان ما با زمان ائمه(ع) چگونه خواهد بود؟

 

تلقی شخصی من این است که امروز جمهوری اسلامی موفق تر از حکومت امیرالمومنین(ع) است . البته باید خوب دقت و توجه شود شخص امیرالمومنین(ع) تکرار شدنی نیست اما عرض من در چیز دیگری است . اینکه امیرالمومنین(ع)  در همه چیز و حتی اداره امور کشور بی همتا است اما از نظر کوتاهی زمان خلافت ایشان ، جنگ هایی که به حضرت تحمیل کردند، دوستانی که خیانت کردند و مردمی که بصیرت و وفای لازم را نداشتند و چندین مولفه موجود که به ایشان تحمیل کردند به نظرم ما موفقیت هایی امروز داریم که نگذاشتند امیرالمومنین(ع) به آن برسد لذا از این منظر است که می گویم شاید در مقام قیاس ، وضعیت امروز ما بهتر باشد . البته نباید از این حرف برداشت غلط شود چرا که جمهوری اسلامی اگر به موفقیتی رسیده است به خاطر الگو برداری از امیرالمونین(ع) و حکومتداری ایشان بوده است. لذا باید به صراحت گفت آن دسته از دوستانی که در شرایط امروز مخالفت می کنند و ناامید می شوند اگر در زمان امیرالمومنین(ع) بودند چه می کردند؟

 

سوال: استاد، یک یاس کاذبی در میان عده ای نفوذ کرده است؛ به نظر شما راهکار خروج از آن چیست؟

 

عرض من این است که یک مقدار باید نگاه هایمان را اصلاح کنیم چرا که اگر با دیدن اشکالات دچار یاس شویم این نشان دهنده ی این است که نگاه ما به پدیده های انسانی نگاه درستی نیست. ما باید درست تحلیل کنیم . آرمان هارا ببینیم و در کنارش حرکتمان را هم ببینیم. از نگاه صفر و یکی پرهیز کنیم و این را هم بدانیم که چالش اقتضای یک جامعه طبیعی و زنده است ؛ به جای یاس باید ببینیم که چه باید کرد. اگر ده سال گذشته برخی چیزهایی را که می دانستیم اصلاح می کردیم امروز بسیاری از مشکلات را نداشتیم فلذا امروز هم وظیفه ما به جای یاس حرکت و اصلاح مشکلات، مطالبه گری و ارائه راهکار و ... است که اگر این کار را نکنیم وضعیت ده سال آینده ما به مراتب بدتر خواهد بود.

 

سوال: امروز وظیفه اصلی انقلابیون چیست؟

 

-          تلاش برای رفع اشکالات اساسی و ارائه راهکار به همراه نظارت و مطالبه گری وظیفه امروز ما است. رسانه ها باید بر امور نظارت داشته باشند و صدا و سیما باید از این جهت تغییراتی بکند و البته همچنین روزنامه ها و سایت ها و نخبگان .

 

سوال: یک جریانی بوجود آمده است که دائما در جامعه یاس تزریق می کند ؛ نظر شما چیست؟

 

من سه اشکال عمده به رفتار ایشان وارد می دانم :

 

1-      اینکه روش به اصطلاح عدالت طلبی ایشان غلط است.

2-     برخی از این مشکلات اتفاقا حاصل عملکرد خود ایشان است.

3-      عدالتخواهی ایشان را در بحث قوه قضائیه عدالتخواهی شخصی می دانم . تا آقای جوانفکر و بقایی به زندان نرفته بودند، یک بار درخواست بازدید از زندان ها نکرده بود. حالا عده ای می گویند خیر اینطور نبوده در جایی گفته بود . اینکه یکبار در جایی گفته باشد این به درد نمی خورد و مطالبه گری جدی نیست.

لذا این سه اشکال اصلی را به جریان آقای احمدی نژاد وارد می دانم.

 

سوال: جایگاه نقد در کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟

 

به نظر من جایگاه نقد در کشور جایگاه مناسبی ندارد . البته ربطی به نظام ندارد ؛ گروه ها و جریان های مختلف آن طاقت لازم را ندارند.

 

آیا قوه قضائیه در تنگ شدن دایره ی نقد در جامعه تاثیر نداشته است؟

 

آن چیزی که قوه وارد می شود شامل عناوین مجرمانه است و با نقد صحیح  فرق دارد.

آخرین بروزرسانی (دوشنبه, 18 دی 1396 ساعت 16:12)

 

 

Secured by Siteground Web Hosting