"پاسخ مستند" به یک "دروغ مبتذل"؛ آیا علامه مصباح اطاعت از احمدی نژاد را اطاعت از خدا دانسته بود؟

روز گذشته علامه مصباح یزدی در واکنش به رفتارهای اخیر احمدی نژاد گفته است: "هر کسی را تا مادامی که در مسیر اسلام کار می‎کند حمایت می‎کنیم، هر وقت هم منحرف شد، از او جدا می‎شویم. امروز اعمال احمدی‎نژاد را تأیید نمی‎کنم چون یک حالت انحرافی در او می‎بینم."
روز گذشته علامه مصباح یزدی در واکنش به رفتارهای اخیر احمدی نژاد گفته است: "هر کسی را تا مادامی که در مسیر اسلام کار می‎کند حمایت می‎کنیم، هر وقت هم منحرف شد، از او جدا می‎شویم. امروز اعمال احمدی‎نژاد را تأیید نمی‎کنم چون یک حالت انحرافی در او می‎بینم."
این سخنان باعث شد تا موج جدیدی از حملات به ایشان آغاز شود. حملاتی که یک سر آن رسانه های اصلاح طلب و ضدانقلاب هستند و سر دیگر آن حامیان فعلی احمدی نژاد.
عمده استدلال آنها نیز دو بخش دارد: اول اینکه چطور دیروز از احمدی نژاد حمایت کردید و امروز برائت میجویید؟
دوم اینکه مگر قبلا نگفته بودید اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست؟ پس چرا امروز به جای اطاعت از او منتقدش شده اید؟!
تصور میکنم شبهه اول نیاز چندانی به پاسخ ندارد، چون این منطق "اسلام" است که اگر کسی مسیرش تغییر کرد نباید "قبیله وار" حمایت از او را ادامه داد. کمااینکه در صدر اسلام نیز مصادیق متعددی وجود داشتند که تا زمان حرکت در مسیر حق، مورد حمایت و تایید ائمه علیه السلام بودند و زمانی که از مسیر صحیح منحرف شدند، اولین افرادی که به مقابله با آنها پرداختند خود امامان معصوم بودند. هرچند در صدراسلام نیز دشمنان از چنین وقایعی برای طعنه به ائمه و حمایت درست آنها در گذشته از آن افراد دریغ نمیکردند. "طلحه" و "زبیر" مصادیق معروفی برای این مدعا هستند.
اما پاسخ شبهه دوم تفصیل بیشتری دارد و پیش از هرچیز باید توجه داشت که مخالفان علامه مصباح اساسا به چیزی استناد میکنند که از بنیان دروغ است! ریشه اصلی طرح این شبهه نیز به تیتر روزنامه اعتماد ملی در مرداد 88 باز می گردد که به دروغ نوشت: "مصباح یزدی: اطاعت از احمدی نژاد، اطاعت از خداست."
اما مراجعه به اصل سخنان علامه مصباح در تاریخ 21 مرداد 88  نشان میدهد محتوای صحبت ایشان نه تنها معطوف به شخص خاصی از جمله رییس جمهور وقت نیست و ایشان اصلا اسمی از احمدی نژاد به میان نمی آورند، بلکه درست در برهه ای که عوامل فتنه 88 بعد از تنفیذ رییس جمهور توسط رهبر انقلاب همچنان بر «نامشروع بودن دولت» اصرار داشتند و می گفتند انتخابات باید دوباره برگزار شود! ایشان در یک بحث تئوریک درباره جایگاه ولایت فقیه در نظام اسلامی، موضوع مشروعیت الهی جمهوری اسلامی را به بحث گذاشته و با تکرار فحوای کلام امام (ره) در سال 57 میفرمایند:
«ولي فقيه يک رهبري ديني جانشين امام زمان(عج) است؛ اين رييس جمهور نماينده‌اي است که مردم او را انتخاب کرده‌اند. اين دو با هم خيلي تفاوت دارند. رييس جمهور وقتي از طرف ولي فقيه نصب شد، مي‌شود عامل او؛ او نصبش مي‌کند. آن پرتو قداستي که او دارد بر اين هم مي‌تابد. وقتي رييس جمهور اسلامي شد، حکمش را از رهبر ـ‌يعني جانشين امام(ع)‌ـ دريافت کرد، يک پرتوي از آن قداست بر اين هم مي‌تابد؛ آن وقت اطاعت از رييس جمهور و اطاعت از مجلس و ساير امور هم مي‌شود اطاعت از خدا. اما تا اين جور نشده، حساب رهبر از ديگران جداست. او ارزشش از طرف امام زمان و از طرف خداست.»
محتوای صحبتهای علامه مصباح در این باره، نه تنها حرف جدیدی در فقه سیاسی شیعه محسوب نمیشود بلکه  عینا همان سخنان امام خمینی است که همواره مشروعیت نظام جمهوری اسلامی را بواسطه ولایت فقیه «الهی» دانسته و نقش مردم را موجب «مقبولیت» نظام میدانستند.
به عنوان مثال در ماجرای انتصاب بازرگان به سمت نخست وزیری از سوی امام (ره)، ایشان بر انتصاب بازرگان از سوی خود به عنوان کسی که از طرف شارع مقدس ولایت الهی دارد، تاکید کرده و از این رو اطاعت کردن از دولت بازرگان را واجب و اطاعت نکردن از او را به معنای مخالفت با شرع مقدس عنوان کردند: «من که ایشان را حاکم کردم، یک نفر آدمی هستم که به واسطه ولایتی که از طرف شارع مقدس دارم ایشان را قرار دادم. ایشان را که من قرار دادم واجب الاتباع است. ملت باید از او اتباع کند. یک حکومت عادی نیست یک حکومت شرعی است. مخالفت با این حکومت مخالفت با شرع است، قیام بر علیه شرع است.» (ج 5 صحیفه امام، ص31)
در عین حال ممکن است کسی بپرسد اگر چنین است، چرا علامه مصباح بعدها به انتقاد از همان دولت احمدی نژاد و سپس دولت روحانی روی آورد؟ مگر این دو توسط ولی فقیه تنفیذ نشدند؟
پاسخ به این شبهه نیز ساده است، چرا که رییس جمهور پس از تنفیذ توسط ولی فقیه مختار نیست تا هر گونه خواست عمل کند بلکه مواضع و عملش باید در چارچوب شرع باشد و اساسا تمامی روسای جمهور بعد انقلاب به صورت «مشروط» تنفیذ شده و در احکام تنفیذ تمامی آنها ذکر شده که تا زمانی که در مسیر چارچوب دین حرکت کنند، مورد تایید هستند. این وجه اشتراک تنفیذ همه روسای جمهور بعد انقلاب است. از بنی صدر و رجایی تا احمدی نژاد و روحانی!

آخرین بروزرسانی (یکشنبه, 12 آذر 1396 ساعت 14:51)

 

 

Secured by Siteground Web Hosting