اصلاح طلبی چیست و اصلاح طلب کیست؟ / بخش چهارم/

مشی و روش اصلاح طلبی در ایران معاصر، با نظریات سیاسی و اجتماعی تئوریسین های غربی گره خورده است. یا دقیق تر این که از آرای نظریه پردازان غربی گرفته شده است.

تا پیش از انقلاب اسلامی ایران، جریانی به نام اصلاحات و یا افرادی با عنوان اصلاح طلب (به معنای امروزی کلمه، نه در عمل و اندیشه) وجود نداشتند. اصلاح طلبی جریانی بود که در فروپاشی بلوک شرق نقش داشت و بیشتر از آن زمان بر سر زبان ها افتاد.

در تعریف اصلاح طلبی گفته اند: «به جریان سیاسی گفته می‌شود که انجام تغییر در جامعه را از طریق انجام اصلاحات در قوانین و سیاست‌ها و نه از طریق انقلاب و تعویض حکومت، تبلیغ می‌کند و اصلاح طلب کسی است که خواستار تغییر در بخش‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه است بدون آن‌که در اساس جامعه دگرگونی ایجاد شود».

البته این تعریف واقعیت قضیه را منعکس نمی کند. اگر چه در تئوری اصلاح طلبی را در برابر انقلاب قرار می دهند، اما در عمل، اصلاح طلبی را باید انقلاب خاموش نامید.

به عبارت درست تر، اصلاح طلبی، انقلاب خاموشی است که نهادهای سرمایه داری و بنیادهای مالی و اقتصادی آمریکایی و صهیونیستی، در کشورهای مستقل و مخالف هژمونی لیبرالیسم به کار می اندازند. اصلاح طلبی در معنای معاصر و امرزی خود که در کشورهای استکبار ستیز وجود دارد، هیچ ارتباطی با اصلاح طلبی واقعی ندارد.

البته همین جا باید ذکر شود که بی شک در بین طیف اصاح طلبان، کسانی هم هستند و بوده اند که به دنبال اصلاح راستین برآمده اند اما تعداد شان بسیار کم است. اکثریت با کسانی است که اصلاح طلبی را به معنای نابودی تدریجی مقاومت ملت ها می دانند و به آن عمل می کنند.

در نیمه ی دوم قرن بیستم، کشورهای غربی به این نتیجه رسیدند که به جای دخالت نظامی در امور کشور های دیگر (مانند جنگ ویتنام و شبه جزیره کره)، بهتر است به اقدامات کم هزینه تر روی بیاورند. اصلاح طلبی معاصر از همین دیدگاه نشات گرفته است. به همین دلیل است که رفتار این ها را به درستی «جنگ نرم» نامیده اند. تمامی قواعد این جنگ با جنگ های کلاسیک فرق می کند اما نتیجه اش یکی است. هر دو به ویرانی ختم می شوند. ابتدا بر ویرانی فرهنگی و سپس به ویرانی اقتصادی و اجتماعی و ... ختم می شود.

رسانه ها، اصلاح طلبی و جنگ نرم

در مشی اصلاح طلبانه ای که نظام سرمایه داری و صهیونیسم برای نابودی کشورهای مستقل و استکبار ستیز به کار می گیرند، رسانه ها حرف اول و آخر را می زنند. در حقیقت، رسانه ها در این جنگ جای توپ و تفنگ را می گیرند و در دراز مدت، اثری مخرب تر بر جای می گذارند.

در جنگ نرم و انقلاب های رنگی که همگی مشی اصلاح طلبانه دارند! ابتدا تهاجم فرهنگی از طریق رسانه ها آغاز می شود. رسانه ها در این جا نه رکن چهارم دموکراسی و ریه ی جامعه، که در حقیقت سلاح های خطرناک هستند. هدف و وظیفه ی آن ها حمله به اساس فرهنگی جوامعی است که برتری اقتصادی و سیاسی غرب را به چالش کشیده اند. ایجاد تشکیک و بد گمانی و اختلاف افکنی بین آحاد جامعه از دیگر اهداف رسانه هاست. این رسانه ها بازوی تبلیغاتی تحریم های اقتصادی و سیاسی هستند.

در کشورهایی که تا کنون انقلاب های رنگی صورت گرفته ، همگی به یک نتیجه ختم شده است. نظریه پردازان بنگاه های صهیونیستی با هزینه های کلان، همان کاری را کردند که جنگ های کلاسیک و فرماندهان نظامی آمریکایی در طول جنگ سرد در ویتنام انجام داده اند.

پس نتیجه می گیریم که اصلاح طلبی مد نظر غرب چیزی جز، انقلاب خاموش و از پا در آوردن مقاومت ملت ها نیست. این هجوم در گذشته به شکل نظامی صرف بود و امروزه به شکلی دیگر در حال انجام است.

در بخش های قبلی اشاره کردیم که اصلاح طلبی روش پیامبران و امامان بوده است. چیزی که امروزه با نام اصلاح طلبی می شناسیم، نام واقعیش جنگ نرم و انقلاب رنگی و یا انقلاب خاموش است. جنگی علیه کشورهای مستقل و ملت های مقاوم.

البته ما منکر آن نیستیم که افرادی از جریان اصلاح طلب، به راستی اصلاح طلب اند و به حرکت اصلاح طلبانه در چهارچوب قانون و شریعت و فرهنگ اسلامی پایبند هستند و پایبند بوده اند. در این جا به اکثریت این جریان پرداخته می شود که پیرو نظریات جنگ سالاران آمریکایی هستند. پیرو جنگ سالاران جنگ نرم.

 

 

Secured by Siteground Web Hosting