اصلاح طلبی چیست و اصلاح طلب کیست؟/ بخش دوم /

در قسمت نخست این سلسله مطالب، با استناد به چند آیه از قرآن کریم، به صورت گذرا، به معنا و مفهوم «اصلاح» از دیدگاه این کتاب آسمانی پرداختیم و به این نکته اشاره کردیم که پیامبران الهی، نخستین اصلاح طلبان تاریخ بوده اند که در برابر جهل و فساد ایستادگی کرده اند. در این بخش به معنا و مفهوم اصلاح و اصلاح طلبی از دیدگاه امامان شیعه می پردازیم.

شیعه همیشه و در طول تاریخ اسلام، مشی اصلاح طلبانه داشته است و این اصلاح طلبی هم بازگشت به اسلام ناب و سنت پیامبر بوده است. یکی از تفاوت های شیعه با دیگر فرقه های اسلامی، همین پویایی و اصلاح طلبی شیعه بوده و هست. باز هم در این جا لازم است اشاره کنم که اصلاح طلبی یعنی بازگشت به شریعت، نه آن چیزهایی که در این سال ها پیروان بنیادهای آمریکایی اعلام کرده و می کنند که در تقابل با شرع مبین معنا می یابد!

امام علی علیه السّلام در نامه ی شصت و دوم کتاب نهج البلاغه می فرمایند: «و لكنَّني آسى أنْ يَليَ أمرَ هذهِ الاُمّةِ سُفَهاؤها و فُجّارُها، فَيتّخِذوا مالَ اللّه ِ دُوَلاً، و عِبادَهُ خَوَلاً، و الصّالِحينَ حَرْبا، و الفاسِقينَ حِزْبا».

از آن اندوهناکم که سرپرستی حکومت این امت به دست نابخردان و گنهکاران بیفتد پس بیت المال را به غارت برده (همانند اموال شخصی با آن رفتار کنند) و بندگان او را به بردگی گرفته و در نبرد با صالحان قرار گیرند و فاسقان را به عنوان دار و دسته خویش برگزینند.

همان گونه که می بینیم، در بیانات امام علی (ع) صالح که همان اصلاح طلب است، در تقابل با نابخردان و گنهکاران و فاسقان قرار می گیرد. بر طبق اصول لیبرالیستی و اومانیستی و سرمایه داری و بازار آزاد، تعریف نابخرد و فاسق و گنهکار با تعاریف این کلمات در سنت دینی ما متفاوت است. گناه و فسق و نابخرد در نظم معاصر جهان تعریفی سود محورانه دارد.

امروزه اصلاح طلب را کسی معرفی می کنند که نظم نوین جهانی را پذیرفته باشد و خواسته های سازمان های زیرزمینی و بنیادهای فراماسونی را در کشورهای شرقی پیگیری کند.

امام حسین (ع) در وصیت نامه خود به برادرشان محمد حنفیه می فرمایند: «انّی لم اَخرُج اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظَالِماً و انَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدِّی محمد صلی الله علیه و آله و سلم. اُریدُ اَن آمُرَ بِالمعروف و اَنهی عَنِ المُنکَر و اسیرُ بِسیرهِ جدّی و سیرَهِ اَبی علی بنِ ابیطالب علیه السّلام».

من خروج نکردم از برای تفریح و تفرج و نه از برای استکبار و بلند منشی و نه از برای فساد و خرابی و نه از برای ظلم و ستم، بلکه خروج من برای اصلاح امت جدم محمد صلی الله علیه و آله و سلم می باشد. من می خواهم امر بمعروف نمایم و نهی از منکر کنم و به سیره و سنت جدم و آیین و روش پدرم علی بن ابی طالب علیه السّلام رفتار کنم.

حضرت سیّد الشّهدا در این وصیت نامه به صراحت هدف خود را اصلاح طلبی بیان فرموده و این اصلاح طلبی را بازگشت به سیره و سنت پیامبر و امام علی (ع) عنوان کرده اند.

با توجه به سخنان این امام بزرگوار به نکته ای بسیار اساسی پی می بریم که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. آن نکته این است که اصلاح طلبی همیشه معنای نوآوری ندارد، بلکه گاهی به معنای بازگشت به گذشته است. به عبارت دیگر، اصلاح طلبی به معنای توجه و رجوع به حقیقت و شریعت الهی است، خواه این توجه به معنای نوآوری باشد (رسالت انبیا) و خواه به معنای بازگشت به گذشته باشد (وظیفه ی امامان).

در حقیقت نکته ی اصلی و دقیق این جاست که پس از رسالت حضرت ختمی مرتبت، هر گونه اصلاح طلبی واقعی، بازگشت به گذشته ی دینی و سنت و وحی است. پس اصلاح طلبانی که شعار و تئوری شان، نوآوری است، باید بدانند که در این زمینه، نوآوری یعنی بازگشت به وحی و شریعت و همین طور بازگشت به سنت های اصیل و تحریف نشده ی اسلامی.

اما جعفر صادق (ع) از اصلاح طلبان راستین عصر خود و تمامی اعصار اسلامی است. نظرات عقل گرایانه ی ایشان و مبارزه با غالی گری و رهبانیت و دهریون و دیگر منحرفان، بر پایه ی سنت عقل گرایانه ی اسلامی، به نتایج درخشانی در فقه منجر شد. در حقیقت پایگاه علمی و شهرت آن بزرگوار در دیگر فرق اسلامی و حتی خارج از جهان اسلام (علاوه بر تشیع)، به اندازه ای است که نمی توان آن پایگاه علمی را خارج از مشی اصلاح طلبانه آن حضرت بررسی کرد.

دیگر امامان شیعه نیز هر کدام در عصر خود اصلاح طلبی واقعی بوده اند که در پی اصلاح امت جدشان و گسترش اسلام ناب بوده و در این راه، رنج های بسیار تحمل کرده اند.

 

 

Secured by Siteground Web Hosting